درخواست طراحی / چاپ

اولین چاپخانه ایران

تاريخچه ى صنعت چاپ در ايران قرون جديد نيز با تحولات اين صنعت در ممالك اروپايي مرتبط بوده و به گونه اي از دستاوردهاي ملل اروپايي بهره برده است. با اين حال براي آگاهي از پيدايش و چگونگي ايجاد چاپ خانه در ايــران، در دو مبحث جداگانــه ي چاپ خانه قبل از زمان قاجار و چاپ و چاپ خانه در دوره ى قاجار، تاريخچه ى موضوع را بررسي مي كنيم.

چاپ و چاپخانه قبل از دوره قاجار

شــايد بتوان دســتگاه چاپي را كه در زمان ايلخانان و به عهد حكومت «گيخاتو» (693-690 (وارد ايران شــد و در چاپ اسكناس موسوم به  «چاو» از آن استفاده كردند، هرچند ساده، اولين دستگاه چاپ در ايران به شــمار آورد. اين دستگاه بسيار ساده بود و بر اساس پِرس و حكاكي روي چرم اســتوار بود. .به ظن برخــي، لغات «چاپ» و «چاپ خانه» از همين دوره وارد زبان فارســي شــده و اصل آن از «چاو» و «چاوخانه» گرفته شده اســت. البته مرحوم دهخدا لغت چاپ را از ريشه «چهاپ» يا «چهاپه» سانســكريت مي داند. با اين حال به نظر مي رسد كه اولين چاپ خانه با هدف استفاده در امور نوشتاري، در دوره ى صفويه در ايران داير شــده است. آنژ دوسـن ژوزف كشيشي از فرقه «كارملي» از مردم «-تولوز» كه در ســال 1071هـ.ق/1660م به ايــران آمده و چند كتاب در مورد ايران نوشــته اســت در كتابي كه در لغت فارســي به فرانسه و ايتاليايي و لاتيني نوشته از كلماتي چون، باسمه كردن (كلمه اي تركي به معناي چاپ)، قالب زدن، طبع نمودن، منطبع گردانيدن، باســمه خانه و باســمه چي نام برده كه مي توانــد از وجود چاپ خانه در ايران حكايت كند. دو ســن ژوزف مي نويســد: «حضرات پادريان كارملي ميدان مير، بصمه خانه عربي و فارســي در عبادت خانه ى خودشان در اصفهان برپا  كــرده بودنــد و هنوز دارند، ارامنه نيز در جلفا بصمــه ارمني دارند آن جاكه كارملي هاي موسوم به اصلاح شده در سال 1016هـ.ق/1607م بــه ايران آمده انــد، تاريخ ايجاد مطبعه بعد از آن تاريخ اســت. هدف كارملي هــا از احــداث چاپ خانه چــاپ اوراق ادعيه و اذكار مســيحي بوده اســت 6 .ارامنه نيز در حدود ســال 1043 هـ.ق دســتگاه چاپي با حــروف ارمني در نمازخانه ى خود بــه كار گرفتند و به ايجاد چاپ خانه مبادرت كردند. ســي سال بعد از انتقال ارامنه از جلفا به اصفهان توسط شــاه عباس در ســال 1013 هـ.ق يك ارمني موســوم به يعقوب ژان در ســال 1051هـ.ق/1640م يك دســتگاه چاپ از اروپا وارد كرد كه به خاطر مشــكلاتي از قبيل كم رنگي، ســفيد شــدن خطوط با گذشت ايــام، عدم توانايي در ســاختن مركب مناســب، علاقــه ى عمومي به تأليفــات دســت نويس، به خصوص تأليف انجيل و مهم تر بيكار شــدن عده ى زيادي كه به كار استنســاخ متون مشــغول بودند، از رونق افتاد. البته چنان كه ذكر شــد، قبل از چاپ خانه ى يعقــوب ژان، ارامنه داراي چاپ خانــه بودند و كتاب هايي نظير «حيات اجداد روحاني» (كه حروف مطبعه ى آن به همت خاچاطور خليفه ى ارامنه ســاخته شده بود و الآن نيز نسخه اي از آن در كليساي ارامنه موجود است) به چاپ رسيده بود هرچنــد كه اين چاپ خانه در خارج از جامعه ى مســيحي اصفهان مورد اســتفاده قرار نگرفت و با اســتقبال عمومي مواجه نشد؛ اما از علاقه ى ايرانيان به داشــتن چاپ خانه حكايت مي كند. ســخنان شاردن نيز اين مطلب را تأييد مي كند. شاردن مي نويسد:

«ايرانيان صد دفعه تا حال خواسته اند مطبعه داشته باشند، فوايد و منافع آن را مي داننــد و ضرورت و ســهولت آن را مي ســنجند؛ ليكن تا حال كامياب نشــده اند، برادر وزير اعظم كه آدم خيلي عالم و مقربي اســت در ســنه 1087 هـ.ق از من خواست تا عمله از فرنگ بيارم كه اين كار را به ايرانيان بياموزد و كتب عربي و فارســي كه من به او دادم به شــاه نشان داد و اجازه گرفته بود، ولي وقتي پاي پول به ميان آمد همه چيز به هم خورد. از آن پــس تا زمان قاجار شــواهدي در خصوص ايجــاد چاپ خانه در ايــران وجود ندارد. چنان كه آمد ايجــاد چاپ خانه در زمان قاجار معلول تحولاتي بود كه در نتيجه ى برخورد با دول استعماري اروپايي روي داد. هرچنــد در مورد ايجاد اولين چاپ خانه و باني آن در اين زمان اختلاف نظر است؛ اما به هر حال بايد آن را نتيجه حس نوخواهي همان معدود افراد آگاهي دانســت كه راه ايجاد و توسعه ى مباني تمدني جديد را پي ريختند.

چاپ و چاپ خانه در دوره قاجار

نخســتين چاپ خانــه اي كه وجود آن در دوره ى قاجار مســلم اســت، چاپ خانه اي است كه در سال 1233هـ.ق يا سال قبل از آن توسط آقا زين العابديـن تبريزي ايجاد شــد. آقا زين العابدين به دستور عباس ميرزا به روســيه رفته و آشــنايي با چــاپ و چاپ خانــه را در آن جا فرا گرفته بــود و با خريد ماشــين چاپ به ايران برگشــت و با تأســيس چاپخانه شــروع به فعاليت كرد. ايــن چاپ خانه با حروف ســربي كار مي كرد و پس از مدتي كتابي موســوم به «فتح نامــه» از آن بيرون آمد. فتح نامه به عنوان نخســتين كتابي كه در ايران چاپ شــد، به وســيله ى «ميرزا ابوالقاســم قائم مقام» تأليف شــده بود. اين كتاب بــه زبان عربي بود و موضــوع آن به جنگ هاي ايــران و روس مربوط مي شــد و حوادث را تازمان انعقاد عهدنامه ى  گلســتان(1813م/1228هـ.ق) دربرمي گرفت. البته بايد خاطرنشــان كرد كه مرحوم تربيت در مجله ى تعليم و تربيت اوليــن كتاب چاپ شــده در ايران را «جهاديه» ميرزا عيســي قائم مقام بــزرگ مي داند.  . زينكر يكي از كتاب شناســان اروپايي نيز در تأليف خود موســوم به «كتاب شناسي شــرقي» از كتابي انگليسي با عنوان «ملاحظات درخصوص خواجه حافظ شــيرازي» تأليف اگوست، اي. هربـن نام مي برد كه در فوريه 1806م/21-1220هـ.ق در شــيراز به طبع رســيده است. اگر اين موضوع صحيح باشد، چاپ خانه در شيراز قبل از تبريز و تهران احداث شــده است. چاپ خانه ى بعدي در ايران همان اســت كه توسط ميرزاصالح شيرازي احداث شد. ميرزاصالح پس از فراغت از تحصيل و به هنگام مراجعت به ايران، يك دســتگاه چاپ خريــد و با خود به ايران آورد. ميرزاصالح كه فردي انديشــمند و داراي ذكاوت بود و بــا بهره گيري از همين هوش و قريحه ى ذاتي، به دربار قائم مقــام راه يافته و بــا حمايت او به خارج اعزام شــده بود، در زمان تحصيل در لندن، در رشــته هاي تاريخ و جغرافيا، زبان هاي انگليسي و فرانسه و لاتين و صنايعي هم چون شيشه سازي، مركب سازي و تهيه ى حروف مقطعه خبره شــد و بنابر علاقه ى شخصي، با چاپ و چاپ خانه نيز آشنا شد. خريد دستگاه چاپ نيز به خاطر علاقه ى شخصي و حس مردم دوســتي او بود. از آن جا كه ميرزاصالح به دنبال اين بود كه علاوه بــر معلومات، چيزي كه به درد مردم بخورد با خود بياورد، به فراگرفتن اين فن پرداخت و در آن خبره شــد. در هنگام بازگشــت، با هر سختي كه بود يك دســتگاه چاپ سربي خريد تا پس از رسيدن به ايران آن را به هم وطنان عرضه كند چاپ خانه ى ميرزاصالح در سال 1234هـ.ق يك سال بعد از راه اندازي چاپ خانه اي كه زين العابدين از روسيه آورده بود، راه اندازي شــد. گرچه ميرزاصالح از اقدام زين العابدين خبر نداشت، امــا چون خود اين فن را فراگرفته بود و به كار خود علاقه داشــت، آن را در تبريز به راه انداخت، اما به خاطر مشــغله هاي ديگر، تصدي آن را به ميرزاعلي نامي ســپرد12 .در ســال 1238 هـ.ق ميرزاجعفر نامي، كه توســط عباس ميرزا براي يادگيري اين فن به مسكو فرستاده شده بود، نيز يك دســتگاه چاپ سربي را وارد تبريز كرد. در همين چاپ خانه بود كه در ســال 1240هـ.ق يك باب گلستان سعدي به چاپ رسيد. همين چاپ خانه است كه در كتاب «چاپخانه در خارج از فرنگستان» به عنوان اولين چاپ خانه ى ايراني از آن ياد شــده اســت. اين در حالي است كه قبل از آن دو چاپ خانه ى ديگر نيز تأســيس شده بود. شايد بتوان گفت كه اين ميرزاجعفــر همان ميرزاجعفر مهندس بود كه همراه ميرزاصالح در لنــدن تحصيل كرده بــود. در اين صورت، مي توان گفت كه وي نيز با صنعت چاپ آشنا بوده و شايد نيز در ساختن چاپ خانه به ميرزاصالح كمك كرده است. از اين جهت مي توان گفت كه مراد از تأسيس اولين چاپ خانه ى مذكور در كتاب «چاپخانه در خارج از فرنگســتان» همان چاپ خانه ى ميرزاصالح بوده است. بــه غير از چاپ خانه هاي فوق الذكر ژنرال سـمينوى روســي هم كه در ادسا به كار چاپ مشغول بود، هنگامي كه در سال1241هـ.ق به ايران آمد؛ دســتگاه چاپي را با خود آورد. ليكن معلوم نيســت كه چاپ خانه ى احداثي او چه قدر و چگونه كار كرده است.